چرخک
 
 
.
 




بعد از کودتای مرداد 1332 اندوه خونبار شکست و مرگ در ملودی ها و ابیات جانگداز شاعران وترانه سرایان به منصه بروز و ظهور رساند.از جمله این آثار موسیقیایی که پس از این مقطع تاریخی تا چندین دهه نسل های غمگین جامعه ما سوگواری خود را با آن زمزمه کردند.

ترانه مرا ببوس با صدای حسن گلنراقی بود.آهنگی که به موقع و با زبان وبیانی کاملا منطبق با حال و هوای زمانه تحت تاثیر شرایط موجود ساخته شده و چون از دل برآمد لاجرم بر دل نشست و کوچه ها و خانه ها را تا دور ئست ها در نوردید؛هرگز از یادها نرفت و حتی بعد ها به نمادی ماندگار و فراموش نشدنی در فرهنگ و تاریخ پر فراز و نشیب این ملت بدل شد.

مرا ببوس ترسیم فضای جامعه ایست که توصیف آنرا در اشعار شاعران و نویستدگانی چون اخوان ثالث و شاملو و فرخزاد... خوانده و دیده ایم؛فضایی که شاید دقیق ترین توصیف آنرا بتوان در شعر زمستان اخوان دید جایی که میگوید:سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت/هوا دلگیر است/در ها بسته و سرما در گریبان دست ها پنهان....شاید بتوان گفت وجه غالب فضای ذهنی اخوان و همتایان او تلخی و کدورت سالها و اندوه ناشی از شکست باشد.

نا امیدی از روزنه امیدی که بزودی بسته شد,خورشیدی که پس از بامدادی عاجل به غروب انجامید.فضایی که اخوان در شعر دیگری به نام نادر یا اسکندر با طنز تلخ آنرا ترسیم مینماید:آب ها از آسیاب افتاده است /دار ها برچیده خونها شسته اند/جای رنج و خشم و عصیان بوته ها/پشک بنهای پلیدی رسته اند.

سالیان دراز این بند از مرا ببوس را مردمانی خواندند که شب برترین توصیف روزگارشان بود:شب سیه سفر کنم /زتیره ره گذر کنم.....وچه نزدیکی و شباهتی میان این شب و شبی که اخوان توصیف مینماید وجود دارد:خانه خالی بود خوان بی آب و نان/و آنچه بود آش دهن سوزی نبود.این شب است آری شبی هولناک لیک پشت تپه روزی نبود.

مرا ببوس سوگ مترنم نسل هایی شد که آفتاب راستینشان را ربوده بودند تا شاید سالیان سال بعد از آن بتوانند آنان را با آفتابگونه ای بفریبند.صدای حسن گلنراقی اگر چه روایتگر صدای زندانی مردانی بود که مجال سخن گفتن را از آنان ستانده بودند اما همین صدا بود که سالیان سال زمزمه شبها و روزهای مردمانی بود که پایان شب را به نظاره ایستاده بودند و سالها طول کشید تا فهم عمومی به درک این حقیقت نایل شود که نه نادر و نه اسکندر هیچکدام کلید سعادت این قوم بزرگوار نیست و کلید در دست شعور مردم است.

اما مرا ببوس را شاعری سرود که  هرگز در عرصه شاعری شهرتی نیافت,شاعری بی بهره از نام(حیدر رقابی) شعر مرا ببوس را در حالی سرود که در کنار آن چندین مجموعه شعر عرضه کرده بود.گذشته از حال و هوای اجتماعی آن سالها سهم صدای حسن گلنراقی را که اتفاقا کارنامه خوانندگی او نیز تقریبا به این ترانه و چند آهنگ دیگر خلاصه می شودنباید نادیده گرفت.حسن گلنراقی در سال1372 در گذشت اما صدای او هنوز در گوش جان پیر و جوان طنین انداز است شاید از جهت دیگر نیز حیدر رقابی شاعر مرا ببوس سهمی از ناشناس ماندن را برده باشد.

و در شرایطی که مردی با صدای محزونش در نوستالوژیای مرا ببوس برای مردم این شعر را خوانده بود.

وبه نظر من صداست که می ماند


برچسب‌ها: چرخک, امیر زیدی نژاد, لرستانک, مرا ببوس
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲ساعت 0:46  توسط امير زيدي نژاد  | 
  بالا